مطالب عمومي

مطالب عمومي (22)

گزارش 3 مورد درمان موفقیت آمیز بیماری واژینیسم در بهار 95

 

پس از طی جلسات ترکیبی گروهی و فردی، 3 مراجع از 4 مراجع شرکت کننده در شروع دوره با موفقیت درمان شده و قادر به برقراری ارتباط زناشویی گردیدند. مراجعین، دوره درمانی را از اواخر سال 94 و اوایل سال 95 آغاز کرده که تاکنون نتیجه موفقیت آمیزی (با 75 درصد موفقیت)داشته اند.

لازم به ذکر است، گروه درمانی واژینیسم برای اولین بار در مشهد و زیر نظر سرکار خانم فلاح انجام گرفت که تاثیر بسزایی در تسریع روند درمانی شرکت کنندگان داشت.

 

لینک دانلود فایل پی دی اف روزنامه

 

اصل مقاله:

بازاریابی شبکه ای، بساط فروش سیار و به قول خودشان نت ورک  (Network)که البته اسم با مسما تر و با کلاس تری است امروزه تبدیل به یکی از ارکان اصلی مهمانی های خانوادگی و در واقع بهانه ای برای سر زدن به اعضای خانواده شده است. اگرچه صنف مذکور هنوز به یکپارچگی و هویت مستقلی دست نیافته است، اما رواج چشمگیر آن به خصوص در میان جوانانی که به دنبال ره هزار ساله را یک شبه پیمودن هستند بسیار دور از ذهن و عجیب است. یکی از ناهماهنگی ها و نابسامانی های این صنف این است که شاغلین به این شغل پاره وقت در برخی موارد هم صنفی های خود را نیز قبول ندارند. به عنوان مثال اعضای شاغل در فلان شرکت نسبت به شرکت دیگر موضع گرفته و آن یکی را هرمی می دانند و شرکت خود را مجوز دار و با محصولات استاندارد. در درآمد زا بودن (البته فقط برای عده ای که از نظر خلق و خو با این شغل هماهنگ باشند و به قول معروف گرگ بازار باشند) و قانونی بودن این حرفه برخلاف بازاریابی های هرمی و ... شکی نیست. اما در اینجا بد نیست با توجه به رشد قارچ گونه این شغل در میان اعضای جامعه بدون اطلاع رسانی های اجتماعی و رسانه ای، به بررسی برخی عوامل آسیب زایی اجتماعی آن بپردازیم.

از بین رفتن حریم خانوادگی

یکی از نوستالوژی های اصلی و قدمت دار همه ما ایرانیان، صله رحم به هر شکل و قاعده ای می باشد. دید و بازدید خانوادگی که جدای از مسایل خانوادگی و سیاسی و اقتصادی روز، لااقل الگوی ارتباطی برادر-برادر، مادر-فرزند، پدر – فرزند و ... را به خود می دید. اما اکنون با شیوع شبکه های نت ورک در درون هسته اصلی خانواده ها الگوی ارتباطی جدید به نام فروشنده – مشتری شکل می گیرد که میتواند بر روی معیارها و چهارچوب های قبلی خط بطلان بکشد. در نظر داشته باشید زمانی که به بازار می روید، فرد فروشنده هر کسی که باشد بالاخره ناچار است برای فروش محصول خود از برخی معیارها و ملاحضات بگذرد. همین خاصیت است که وی را در نقش فروشنده فرو می برد. در این رابطه فروشنده – مشتری همه چیز تعریف شده است. شما اگر از جنس ناراضی باشید حتی می توانید اقدام به برگرداندن جنس خریداری شده نمایید و قانون هم در برخی موارد (مثل خرابی و معیوب بودن کالا) پشتیبان مشتری است. اما زمانی که یکی از ما همین مساله را در رابطه با کالایی که دو روز پیش در یک مجلس مهمانی از برادرمان خریداری نمودیم، تجربه می کنیم دیگر یا ناچاریم مستقیما از کالا و یا فروش وی ایراد بگیریم یا زیر لب غر بزنیم  و تحمل کنیم. طبیعتا ایجاد برخی رودربایستی هایی که بازاریاب ها در زمینه روانشناسی تبلیغات آموزش می بینند و آن را در جمع های خانوادگی و دوستانه استفاده می نمایند نیز در خرید کالا از ایشان تاثیر گذار است.

بنابراین، دیر یا زود باید منتظر ایجاد دوره های ماهانه شوی لوازم آرایشی آبجی بزگتره به جای دوره های ماهانه صله رحم و ... نیز باشیم.

از بین رفتن انگیزه جمعیت در سن کار

دوستم در فاصله سه ماه، سر شاخه شاد و حقوقش به 8 میلیون در ماه رسید. به نظر وسوسه انگیز و ساده می آید. فقط باید چند دوره کلاس آموزشی برویم، رفت و آمد سرشاخه ها با ماشین های چند صد میلیونی را در اردوهای از پیش تعیین شده مشاهده کنیم، چند کتاب خروس و وزغ را قورت بده بخوانیم و در پایان قدرت ارتباط گیری و تاثیر گذاری بر مشتری را فرا بگیریم. دیگر چه نیازی به رفتن به دانشگاه و شاگرد مغازه شدن و پس انداز و برنامه ریزی و ... است. اول از همه هم می توانیم کالا را به افراد فامیل و خانواده بفروشیم تا یک سطح ارتقا پیدا کنیم. به این ترتیب، بعد از چند ساله جمعیت فروشندگان کشور از مشتریان هم بیشتر می شود.

از بین رفتن توازن رهبری در خانواده

حتما تا به حال شنیده اید که در یک ازدواج موفق، مرد باید در چند زمینه به خصوص وضعیت مالی و اشتغال از همسر خود بالاتر باشد. به این ترتیب اگر آقا خواست یک انگشتر بدل 200 هزار تومانی را پس از کلی پس انداز و ذوق و سلیقه برای خانم بخرد، دغدغه این را ندارد که خانم بگوید 200 هزار تومن پول قبض موبایل من است و خودم میتونم طلا بخرم و ...

متاسفانه یکی از شکایات رایج مردان مراجعه کننده به مراکز مشاوره در این چند ماه اخیر، از بین رفتن توازن مالی خانواده هست. حتی برخی موارد اختلاف درآمد خانم و آقا به 4 یا 5 میلیون تومان هم میرسد. و اینجاست که برخی دوستان غمخوار خانم پا پیش می گذارند و می گویند: تو که خودت خرجتو در میاری دیگه شوهر میخوای چکار؟ البته در این مورد یک استثنا وجود دارد و آنهم این است که آقای خانه در هر صورت خود را راضی کند که با خانم همکار بشود.

در مجموع، مشکل اصلی با نت ورکینگ، بی سر و سامانی آن و سرایت حاشیه های آن به محیط امن و غیر بازاری خانواده و فامیل است. در غیر اینصورت و با برنامه ریزی و ساماندهی اینگونه خرده مشاغل می توان به نحو احسنت از آنها استفاده نمود.

یکشنبه, 25 مرداد 1394 ساعت 21:03

گزارش یک مورد درمان موفق بیماری واژینیسم

نوشته شده توسط

گزارش یک مورد درمان موفقیت آمیز بیماری واژینیسم در خرداد ماه 94

 

مراجع، خانم 27 ساله با سابقه 4 سال ازدواج به وصال نرسیده بودند. زوج مذکور که توسط همکار متخصص مامایی ارجاع داده شده بودند از واژینیسم اولیه (بدون سابقه هیچگونه رابطه جنسی) رنج می بردند. پس از ارزیابی اولیه وطی مراحل مصاحبه تشخیصی  فرآیند درمان آغاز گردید که با توجه به پیشرفت قابل ملاحظه مراجع، طی 5 جلسه که دو ماه به طول کشید درمان ایشان تکمیل گردید. همچنین، تکنیک ها و تمرینات ریلکسیشن نیز توسط درمانگر همجنس آموزش دادده شد. لازم به ذکر است، مدت درمان و تعداد جلسات قبل از هر چیز بستگی به اراده و به کار بستن توصیه های آموزشی و همراهی همسر دارد.

چهارشنبه, 17 تیر 1394 ساعت 04:30

نقش بلوغ عاطفی در انتخاب همسر

نوشته شده توسط

نقش بلوغ عاطفی در انتخاب همسر

سمیه سیروسی( کارشناس ارشد مشاوره و راهنمایی)

معیار های زیادی برای انتخاب همسر وجود دارد که شما احتمالا با بیشتر آنها آشنایی دارید. وقتی صحبت از انتخاب همسر می شود به طور خودکار فهرستی از ویژگی های مناسب برای یک فرد ایده آل توصیف می گردد. برای برخی از افراد اصالت خانوادگی مهم است و برخی نیز اخلاق و تناسب خانوادگی و سن و شغل و تحصیلات و زیبایی و مانند اینها. آنچه ما می خواهیم به آن بپردازیم جنس دیگری دارد. ما می خواهیم از زاویه ای جدید به معیاری گرانمایه برای انتخاب همسر نگاه کنیم: یعنی رسیدن به سطح قابل قبولی از بلوغ عاطفی. اسکورورن و فریدلندر(1998) بلوغ عاطفی را توانایی تجربه صمیمیت بدون به مخاطره انداختن حس استقلال فرد تعریف کرده اند. مورای(1997) نیز بلوغ عاطفی را به توانایی عشق دادن و عشق گرفتن، توانایی رو به رو شدن با واقعیات زندگی و تجزیه و تحلیل جزئیات آن وقایع، توانایی تعبیر مثبت داشتن از رویدادها و تجربیات ناگوار زندگی و توانایی پذیرش شکست ها و ناکامی ها توصیف کرده است. به زبان ساده تر بلوغ عاطفی به معنای توانایی فرد برای بیان به جا و مناسب احساسات مثبت و منفی اش است. به این معنی که فرد از احساسات درونش آگاهی داشته باشد و بتواند به راحتی آنچه را که در درونش وجود دارد را به شیوه ای مناسب بیان کند. فردی که به بلوغ عاطفی رسیده است تمایلات و احساسات درونی اش را نسبت به دیگران در درون خودش حبس نمی کند و با ابراز احساسات دیگران نیز به شیوه ای منطقی برخورد می کند. جایگاه اهمیت بلوغ عاطفی در ازدواج کجاست؟ برای نشان دادن اهمیت بلوغ عاطفی لازم است ابتدا گریزی داشته باشیم به اهمیت و ضرورت وجود رابطه جنسی رضایت بخش میان زوجین. همانطور که می دانید یک زندگی مشترک پایدار و سرشار از آرامش، مستلزم وجود رابطه جنسی موفق میان زوجین و رضایت هر دو شخص از این رابطه است. تا جایی که 85 درصد از علل طلاق میان زوجین نارضایتی جنسی عنوان شده است. رضایت زوجین از رابطه جنسی شان به طور مستقیم و گاهی غیر مستقیم بر نحوه عملکردهای های آنها در طول روز تاثیر می گذارد. در واقع وجود یک رابطه سرشار از لذت و رضایت برای هر دو طرف، زمینه ساز اصلی افزایش سازگاری آنها برای مقابله با مسائل و مشکلاتی است که به طور طبیعی زوجین در طول زندگی خود با آنها دست و پنجه نرم می کنند. در این جا با اهمیت وجود بلوغ عاطفی مواجه می شویم. یکی از اصول مهم برای داشتن یک رابطه جنسی موفق اینست که طرفین بتوانند آزادانه راجع به احساساتشان و میزان رضایت از رفتارهای یکدیگر باهم به گفتگو بنشینند. آنها باید بدانند که محبوس کردن احساسشان حتی اگر از روی محبت و یا دلسوزی باشد در بلند مدت می تواند تاثیراتی مخرب بر زندگی مشترک آنها داشته باشد. البته به یاد داشته باشیم که شیوۀ گفتار فرد برای بیان مناسب آنچه در درونش می گذرد نیز هنر دیگری است که بازهم مستلزم وجود توانایی هایی در فرد است. افراد در پذیرش انتقادهای جنسی بسیار حساس و آسیب پذیر عمل می کنند. آنها به راحتی از کنار نوع جملات و واژه هایی که در نقد رفتارجنسی به ظاهر ناخوشایند آنها بیان می شود نمی گذرند. برای مثال مردها هر گونه انتقاد منفی را ضعف بزرگی برای خود به حساب می آورند به همین دلیل است که بیان نامناسب جملات از سمت شریک جنسی آنها می تواند سبب کاهش شدید اعتماد به نفس آنها شود که گاهی عواقبی بدتری مانند زودانزالی و یا ناتوانی جنسی را در پی دارد. از سویی دیگر برای خانم ها وجود رابطه عاطفی مخصوصا قبل از شروع رابطه جنسی ضروری است. خانم ها برای داشتن رضایت کامل از یک رابطه جنسی نیاز دارند که قبل از آن به میزان کافی مورد نوازش و حمایت عاطفی همسرشان قرار بگیرند. میزان نیاز آنها به وجود این رابطه تا جایی است که رضایت جنسی را قبل از هر چیز در رضایت عاطفی از طرف مقابل می بینند. حالا تصور کنید مردی که حتی نمی تواند به همسرش در یک جمله ساده بگوید "دوستت دارم" چگونه خواهد توانست رضایت جنسی او را برانگیزاند. و یا زنی که به تندی به همسرش می گوید "از این مدل در آغوش کشیدن تو متنفرم" چگونه می تواند انتظار رابطه ای لذت بخش توام با رضایت قلبی را برای همسرش داشته باشد. چگونه محبت کردن و چگونه با محبت مواجه شدن آن چیزی است که در پس بلوغ عاطفی نهفته است. البته همیشه هم لازم نیست همۀ محبت کلامی باشد. گاهی نگاه ها و رفتارها آنقدر سرشار از عاطفه و هیجان است که شاید واقعا نیازی به بیان کلامی نباشد. آنچه مهم است اینست که هر دو طرف با نیازهای عاطفی هم آشنایی کامل را داشته باشند و به میزانی کافی بتوانند برای پرداخت هزینه های عاطفی یگدیگر از خودشان مایه بگذارند. با توجه به آنچه که در بالا مطرح شد آنچه که در شروع یک رابطه مشترک مهم است اینست که ابتدا از میزان بلوغ عاطفی خود باخبر شوید و قبل از این که به بلوغ عاطفی نرسیده اید اقدامی برای یافتن شریک جنسی نکنید. به خاطر داشته باشید که میزان اهمیت بلوغ عاطفی در ایجاد و ادامه یک زندگی مشترک کمتر از بلوغ جنسی و فکری نخواهد بود. در واقع هر سه اینها سلسله وار به یکدیگر متصل اند تا یک زندگی مشترک باداوام و غنی از آرامش را رقم بزنند. در کنار این از میزان بلوغ عاطفی فرد مقابل نیز مطمئن شوید تا در ادامه مسیر زندگی نیاز به پرداخت هزینه های سنگین عاطفی نداشته باشید.

دوشنبه, 08 تیر 1394 ساعت 01:51

فرآیند مشاوره پیش از ازدواج

نوشته شده توسط

 فرآیند مشاوره پیش از ازدواج دکتر دوستکام

مشاوره پیش از ازدواج با رویکرد بالینی و آسیب شناختی طی دو جلسه اولیه و چندین جلسه آموزشی با توجه به تصمیم زوجین برای ادامه، انجام می پذیرد. جلسه اول تا جلسه دوم، ارزیابی آسیب شناسانه ازدواج می باشد که با در نظر گرفتن 4 منبع اساسی (آزمون های روانی و شخصیت، تکالیف، داده های مصاحبه اولیه و مقایسه تطبیقی زوج حاضر با زوجین سابق) انجام می پذیرد.

جلسه دوم، بیان نتایج، راهکارها و تعیین اهداف با توجه به آسیب پذیری زوجین به ازدواج حاضر می باشد، که در صورت تمایل زوجین ارجاع به کارگاه های معتبر، مشاورین متخصص در زمینه های مورد نیاز (آموزش ارتباطات، آموزش تفاوت های جنسیتی، آموزش همدلی، مدیریت هیجانات، رواندرمانی و ...) انجام می پذیرد.

 

فرآیند حاضر تحت عنوان مهندسی ازدواج زیر نظر دکتر دوستکام، با سابقه 5 سال مشاوره پیش از ازدواج و 8 سال مشاوره ازدواج انجام می پذیرد.، که در حال حاضر تا این تاریخ شامل بیش از 500 مشاوره پیش از ازدواج از سال 89 تا به امروز می باشد. در جریان مهندسی ازدواج، متغیرهای شخصیتی زمینه ساز مشکلات زناشویی (مدیریت پایین خشم، قدرت طلبی، مسوولیت پذیری پایین، نیاز به آزادی بالا در زندگی و ...) با توجه به مسایل زمینه ای (مثل فرهنگ، سن، شغل، تحصیلات و...) مورد بررسی قرار گرفته و رابطه تعاملی آنها نیز مشخص می شود. به گونه ای که بتوان مدلی پیش بین از مسایل و مشکلات زوج را ترسیم نمود. در مرحله دوم و پس از فرآیند آگاه سازی زوج، راهکارهایی در جهت کاهش آسیب به انتخاب زوج ارایه می گردد.

امید است، کورسویی باشد در جهت افزایش کیفیت زندگی زناشویی زوجین ایرانی

 

 

نمودار فرآیند مشاوره پیش از ازدواج (دو جلسه ای) با رویکرد مهندسی ازدواج توسط دکتر دوستکام

 

pmc

 

حداکثر زمان اجرا (از اولین جلسه تا دومین جلسه) دو هفته می باشد.

فرآیند فوق، تنها مراحل تشخیص تناسب برای ازدواج را شامل می شود. در صورتیکه زوجین در جلسه دوم تمایل به گذراندن دوره های آموزشی در نظر گرفته شده را داشته باشند، بسته آموزشی مناسب با ایشان (شامل کارگاه ها، مشاوره فردی، استفاده از مشاور پشتیبان یکساله و ... ) طراحی و ارایه می گردد.

انشالله در آینده نزدیک، خدمات مشاوره پشتیبان در شهرستان های نیشابور، سبزوار و قوچان نیز اجرایی می گردد.

از نظر علوم تربیتی و اجتماعی، رفتارهای پر خطر، رفتارهای مخاطره آمیزی هستند که می‌توانند در حال یا آینده سبب بروز مشکلات و بیماریهای جسمی و روانی و آسیبهای اجتماعی در افراد گردند. اگرچه این رفتارها به سن و طبقه خاصی محدود نمی‌شوند، اما بیشترین آسیب‌پذیری در میان نوجوانان و جوانان است. از آن جمله می‌توان به استعمال دخانیات، بی بند و باری جنسی، خودزنی، خودکشی و ... اشاره کرد. نقدی بر برنامه تلویزیونی «ماه عسل» ؛ رفتارهای پرخطر را ترویج نکنید!

اما چرا گسترش این‌گونه رفتارها در نوجوانی و جوانی فراوانتر است؟ یکی از کلیدی‌ترین عوامل بروز اینگونه رفتارها در این قشر، چاشنی هیجان و احساس است. نوجوانی و جوانی سن فوران احساسات و هیجانات گوناگون است. از استرس و خشم و ناتوانی در کنترل آن گرفته تا عشق و حتی رفتارهای هیستریک (نمایشی) که در این دوران به اوج خود می‌رسند و البته هر چه تجربه فرد کمتر باشد، ناتوانی در کنترل این احساسات نیز بیشتر است.

 

هدف از نگارش این مقاله، تعریف و ارزیابی این‌گونه رفتارها نیست، بلکه زیر ذره بین قرار دادن یکی از عوامل محرک و پیش‌برنده این معضل، یعنی آسان سازی است. آسان سازی یعنی فراهم آوردن زمینه ای برای پیدایش یا رشد یک جریان. آسان سازی رفتار پرخطری مانند مصرف مواد مخدر، یعنی رفت و آمد با افراد معتاد (الگو)، در دسترس بودن مواد و از بین رفتن قبح این کار.

اما اجازه بدهید، به معرفی یکی از این زمینه‌های آسان سازی (یعنی صدا و سیما) و الگوی آن (اولین قسمت برنامه ماه عسل امسال) بپردازیم. بسیاری از تماشاگرانی که روز اول ماه مبارک رمضان، به تماشای برنامه تلویزیونی «ماه عسل» نشستند با چند دیالوگ و داستان عجیب و دور از انتظار مواجه شدند. ماجرای پریدن پسر جوان از بالکن برای اثبات عشقش به دختر مورد علاقه، بی خبری ناظران (افراد فامیل) از این اتفاق، عدم پشیمانی پسر جوان از این واقعه و ...!

 

اینکه در یک برنامه پرطرفدار تلویزیونی، از افراد گوناگون با سرنوشت‌های مختلف دعوت به عمل بیاید، شاید به نوبه خود حاکی از پایان دوره انحصاری بودن رسانه ها باشد، اما اینکه فرد جوان و خامی در جریان برنامه‌ای که برای میلیونها جوان همسال وی پخش می‌شود با افتخار از جریان خودکشی خود (که معلوم نیست در چه شرایط روحی و روانی انجام گرفته) تعریف کند و بدتر از همه از کرده خود پشیمان نباشد جای بسی تاسف و نگرانی دارد. از حدود 32 درصد جمعیت جوان کشور (در بازه سنی 15 تا 29 سال) درصد زیادی را افراد مجرد تشکیل می‌دهند با دغدغه‌های گوناگون و آسیبهای روانی خاص که اگر تنها عده معدودی از ایشان پای چنین برنامه ای نشسته باشند بعید نیست از روشهای عجیب و غریب اثبات عشق اینچنینی تقلید و الگوگیری کنند.

اگرچه جای متخصصانی مانند جامعه شناس، روان‌شناس، روان‌پزشک و ... در چنین برنامه‌هایی برای ارزیابی و بررسی علمی اینگونه مسایل خالی می‌ماند و آقای مجری خود به تنهایی جور این افراد را می‌کشد، اما بد نیست، مجریان و تهیه کنندگان برنامه‌های تلویزیونی، آن هم برنامه‌هایی که با سرمایه‌های میلیونی و گاه میلیاردی بیت‌المال پس از سالها جذب مخاطب اینچنین جای خود را در دل جامعه و مردم باز می‌کنند با دور اندیشی و نگاه عالمانه تری به تاثیر تولیدات خود در جامعه بنگرند.

 

دکتر محسن دوستکام

روان‌شناس و مشاور خانواده

روزنامه قدس

http://media.qudsonline.ir/NewsPapers/7863/11.pdf

گروه جامعه- محبوبه علی پور: پسرک که از خواب بیدارشد مادرش را ندید. بازهم پس از مشاجره با پدر، مادر از خانه رفته بود. پدر بی حوصله پتو را روی سرش کشیده، وانمود می کرد خواب است.

pesaran.farari

پسر به اتاق برگشت و با کیف کوچکی به حیاط رفت... ماه ها گذشت اما دیگر از او خبری نشد... هرساله پسران نوجوان بسیاری در سراسر جهان، به امید زندگی در شرایط بهتر، خانه را ترک می کنند. رویه ای که براساس وضعیت فرهنگی و اجتماعی؛ واکنش ها و قضاوتهایی را به همراه دارد. برخی جوامع، آن را مقوله ای بی اهمیت وعادی می دانند و در برخی دیگر به عنوان چالش و آسیب شناخته می شود. اما در جامعه ما، مهمترین پرسش این است که، چرا پسر نوجوانی به خانه و خانواده خود پشت می کند؟

نبود ارتباط بین اعضای خانواده

دکتر «محسن دوستکام» روان شناس خانواده، دراین باره به خبرنگار ما می گوید: «پسران فراری» اغلب خانواده نابهنجاری دارند ازاین رو، قربانی استثمار دیگران می شوند. مطالعات مربوط به خانواده های این افراد، حاکی از وجود تضادهای خانوادگی و نبودن ارتباط بین اعضای خانواده است. البته مشکل این نوجوانان گاه وخیم تر است. چنانکه والدینشان معتاد به افیون و یا الکل اند و خشونت و بدرفتاری، آزار جنسی و جسمی، نبود حمایت عاطفی، و طرد نوجوان از جمله مسایلی است که در این خانواده ها رواج دارد.«حمیدرضا طحانپور» کار شناس ارشد مددکاری اجتماعی نیز معتقد است: عوامل متعددی در فرار پسران موثر است. اما نقش «خانواده» بیش از سایر عوامل است. زیرا در صورتی که خانواده نتواند کارکرد موثری داشته باشد، نمی تواند نیازهای اعضا را رفع کند. به این ترتیب روابط اعضای آن دچار مشکل می شود. نوجوانان نیز از این مقوله مستثنی نیستند. از این رو، در خانواده هایی که، دیکتاتورمنش و یا بی بند و بار و رها شده اند این معضل بیشتر دیده می شود. بیشتر والدینی که دچار مشکلات و بزهکاری هستند، پسران نوجوانشان گرفتاراین معضل می شوند.وی ادامه می دهد: نکته دیگر اینکه، چون در سنین نوجوانی روابط فرزندان با همسالان و محیط خارج از منزل بیشتر است چنانچه نوجوان با افراد مساله دار به لحاظ اخلاقی و اجتماعی دوستی کند، این رابطه می تواند زمینه ساز فرار از خانه باشد.

خانواده ها مقصرند

بی تردید خاستگاه بسیاری از ناهنجاری ها را باید در خانواده جستجو کرد. چنانکه چندی پیش؛ علی رستمی، مدیر کانون اصلاح و تربیت تهران با اشاره به وضعیت ده ساله مددجویان این مرکز اعلام کرد: این مددجویان به ترتیب 13 درصد با مادر به تنهایی، 6 درصد خود به تنهایی، 4 درصد با پدر، 3 درصد با پدر و نامادری و 55 درصد با پدر و مادر خود زندگی می کنند و در حقیقت 45 درصد از آن ها فاقد خانواده سالم هستند. همچنین 73 درصد مددجویان توسط والدین تنبیه بدنی شده اند. وی بیان کرد: 25 درصد مددجویان دچار شکست تحصیلی شده و 16 درصد آن ها اخراج شده اند و در واقع 37 درصد آن ها ترک تحصیل کرده اند.«سید حسن موسوی چلک» رئیس انجمن مددکاری ایران نیز به خبرنگار ما می گوید: خانواده های آسیب دیده و نابسامان، در فرار فرزندان نقش پررنگی دارند. اما گاه شاهدیم در برخی خانواده های معمولی نیز این معضل وجود دارد که مهمترین مساله ناآشنایی والدین با فرزند پروری و مسأله بلوغ نوجوانان است.«دوستکام» مدرس دانشگاه نیز در این باره می گوید: نوجوانی، به دوره طوفان و استرس معروف است. دوره ای که بلوغ جسمی و جنسی نوجوان و ناسازگاری برخی نوجوانان با این تغییرات از یک سو و انتظارات و توقعات والدین و خانواده ها از سوی دیگر باعث دامن زدن به این تنش ها می شود. این در حالی است که نوجوانان هنوز قادر به تطبیق شناخت ها، افکار و احساساتشان با تغییرات جنسی و جسمی خود نیستند. آن ها در این مقطع سنی به دنبال استقلال هستند و می خواهند فردی مجزا با سبک شخصیتی، طرز فکر و روش مستقل از والدین خود باشند. این ناهماهنگی ها زمانی شدید تر می شود که توقعات و انتظارات پدر و مادر نیز به همان سرعت و به موازات بلوغ جنسی و جسمی فرزند رشد کند نه به موازات بلوغ شناختی و عاطفی او. فرزند محبت والدین را می خواهد اما دخالت های آن ها را دوست ندارد.

«طحانپور» مشاور خانواده، در ادامه به مساله «خانه گریزی نوجوانان» اشاره کرده می گوید: گرچه فرار نوجوانان اهمیت دارد اما گاه فرزند بدون ترک خانه و خانواده از آن ها جدا شده و زندگی می کند. او در این زمان، در انزوا و به دور از تعامل موثر با دیگر اعضای خانواده، روز ها را سپری می کند که این امر نیز قابل توجه است.

فرار دختران، فرار پسران

گرچه اجتماع ما به فرار پسران اهمیت زیادی نمی دهد اما از آنجا که میزان فرار پسران چهار برابر دختران است و سن ترک خانه در آنان به 15 سال نیز می رسد، نمی توان آن را نادیده گرفت.

دکتر «دوستکام» با اشاره به اینکه «عینک های جنسیتی» که جامعه به چشم می زند در این امر بی تاثیر نیست، می گوید: ما از پسران و دختران انتظارات متناسب با جنسیت با توجه به هنجارهای اجتماعی داریم. در فرهنگ ما نظارت بر دختران بیشتر است اما اگر پسری ساعت ها در خیابان رها باشد و یا حتی شب را بیرون از منزل طی کند با تهدید و تنبیه مواجه نخواهد شد. وی اضافه می کند: فرار دختران با توجه به هنجارهای اجتماعی، آسیب های حادتری را به دنبال دارد. جامعه به فرار دختران به چشم همه یا هیچ نگاه می کند؛ یک شب فرار از خانه با هزار شب فرقی نمی کند. به ناگاه دختر از چشم همه می افتد و هزار و یک سوال برای اطرافیان وی پیش می آید. اما این قضیه در مورد پسران صادق نیست. برخی مواقع، خانواده کوتاه می آید و از یک یا دو شب نیامدن پسر به منزل چشم پوشی می کند. ممکن است تنها نگران این باشند که اگر در منزل نخوابیده کجا خوابیده و یا لب به سیگار هم زده است یا نه؟ به همین دلیل است که تمرکز جامعه بیشتر بر فرار دختران است.

«طحانپور» نیز می گوید: صدمات «فرار» برای دختران، بیشتر و جدی تر است. در واقع آثار فرار دختران، زود تر و سریع تر است اما آثار صدمات بر پسران منزل گریز، در زمانهای طولانی دیده می شود.

اهمیت رابطه پدر و پسر

بسیاری از نوجوانان به امید روزهای روشن تر به خانه و خانواده پشت می کنند اما اغلب، پا به ورطه نابودی می گذارند. دکتر «موسوی چلک» می گوید: این صدمات از مشکلات روحی و روانی، ترک تحصیل تا گرفتاری در باند های مخوف ادامه می یابد. زیرا این باند ها همواره در کمین افراد آسیب پذیرترند. دکتر «دوستکام» نیز معتقد است: به دلیل مشکلاتی که این نوجوانان در خانواده تجربه کرده اند این افراد، مسائل متعددی خواهند داشت. برای نمونه می توان به بی اعتمادی نسبت به والدین و ناتوانایی در غلبه بر مشکلات، عزت نفس پایین، احساس انزوا و طرد عاطفی اشاره کرد. این در حالی است که نوجوانی که بی پول، بی غذا و بی سرپناه آواره شهرهای بزرگ می شود، بهترین شکار برای افراد سودجو است. اینجاست که زمینه ورود او، به گروه ها و دسته های تبهکار فراهم می شود.

وی ادامه می دهد: نوجوانی که فرار از منزل را برای رهایی از مشکلات انتخاب می کند در بزرگسالی نیز همان روش قبلی را به کار می برد. یعنی به جای حل مشکل، یا آن را حذف می کند و یا از آن فرار می کند. بدین ترتیب، ممکن است او به شخصیتی ضدتاجتماعی تبدیل شود که از قوانین و تعهدات فردی و اجتماعی فرار کند، زیرا در نظرش این ساده ترین و در دسترس ترین راه حل است. پس این نوجوانان، به شدت نیازمند خدمات بهداشتی، سرپناه، حمایت و مشاوره اند. این روان شناس خانواده، با تاکید بر «پیشگیری» اضافه می کند: به اعتقاد من، بهترین راهکار، برقراری ارتباط گرم و صمیمانه میان پدر و پسر است. زیرا، اولین فردی که در پیشگیری از فرار پسر می تواند نقش بسزایی داشته باشد والد همجنس او یعنی «پدر» است. مادران نیز باید توجه داشته باشند که بهتر است پسرشان برخی مسایل را از پدر بیاموزد تا بهانه ای برای نزدیکی و برقراری ارتباط و اعتماد بین این دو فراهم شود.

پنج شنبه, 21 خرداد 1394 ساعت 23:08

ثبت نام اولین گروه حمایتی واژینیسم در ایران

نوشته شده توسط

اولین گروه درمانی - حمایتی واژینیسم (ازدواج به وصال نرسیده) در ایران

تحت نظر مامای خانم و روانشناس

ثبت نام 38482093

شرکت در گروه منوط به قبولی در مصاحبه روانشناس و ارایه گواهی از پزشک یا ماما می باشد

برگزاری منوط به تکمیل ظرفیت، و حداکثر ظرفیت 6 نفر می باشد

به روانشناس مراجعه نماییم یا روانپزشک؟

نویسنده: دکتر محسن دوستکام

منبع: روزنامه قدس، 23 اردیبهشت 1394

دانلود فایل PDF صفحه روزنامه

خوشبختانه، با ارتقای روزافزون فرهنگ مشاوره و راهنمایی علاوه بر اینکه نیازهای افراد جامعه به این مهم نیز تامین می گردد، زمینه های تخصصی تر شدن این حرفه و شغل نیز بیشتر از قبل مهیا می گردد. به عنوان نمونه، اگر در گذشته روانشناس یا مشاور به درمان، آموزش و پژوهش در حیطه های بسیار وسیع و گاه غیر مرتبط با یکدیگر می پرداخت امروزه کمتر روانشناس و مشاور حرفه ای پیدا می کنیم که در کارت ویزیت و یا تبلیغاتش خود را متخصص در درمان و مشاوره همه زمینه ها از افسردگی، شب ادراری و ناخن جویدن کودک گرفته تا مشاوره پیش از ازدواج، اعتیاد و زناشویی. امروزه فرآیند مشاوره و رواندرمانی همراستا با پیچیده شدن جوامع انسانی، تخصصی تر و دانش محور تر از قبل شده است. به این معنی که اگر زن و شوهری به دنبال دریافت مشاوره تنها در زمینه اقتصاد زندگ مشترک و یا در زمینه ارتباط با هم و یا چگونگی ارتباط با خانواده همسر باشند با اندکی پرس و جو و تحقیق می توانند مشاور حرفه ای خود را در این زمینه بیابند. اما متاسفانه اکثر مردم گمان می کنند این وظیفه خودشان نیست که قبل از انتخاب روانشناس، تحقیق و تفحص نمایند. واقعیت این است که همانگونه که شما برای یافتن دوست و انتخاب آن دقت می کنید، پیدا کردن روانشناس متخصص نیز اهمیت دارد. بویژه اینکه ممکن است در برخی مواقع سرنوشت شما بستگی به جلسه مشورت با روانشناس شما داشته باشد. بنابراین سوالاتی که در اینجا مطرح می شود شامل موارد زیر می گردند: برای حل مشکلم باید به روانشناس مراجعه نمایم یا روانپزشک؟ آیا می توانم به اولین روانشناسی که تابلویش را در خیابان دیدم مراجعه نمایم؟ فرق روانپزشم و روانشناس در چیست؟ کدامیک می توانند دارو تجویز نمایند.

یکی از عمده دلایلی که باعث نگارش این مقاله شد، مراجعه آقا و خانم جوانی برای مشاوره پیش از ازدواج شد. از آنجا که سابقه چندین سال تجربه و آموزش و در این زمینه را داشتم ایشان را پذیرفتم. در حین صحبت متوجه شدم یکی از دغدغه های ایشان عدم اعتماد به روانشناسان و روانپزشکان می باشد و علت آن هم این بود که قبل از من به خانم روانپزشکی مراجعه نمودند که برای هر دقیقه مشاوره پیش از ازدواج که مسلما تخصص ایشان هم نبوده، 3000 تومان دریافت نموده اند یعنی در مجموع 45 دقیقه، 150 هزار تومن و در پایان هم پاسخ روشنی دریافت نکردند!

به همین دلیل، فرد نیازمند به مشاوره باید دقت کند که مسوول پرس و جو، تحقیق و حتی اطلاع یافتن از هزینه، خدمات و تخصص و مدرک تحصیلی روانشناس و یا روانپزشک اگرچه در درجه اول، سازمان های مربوطه مثل سازمان نظام روانشناسی و نظام پزشکی می باشد. اما در درجه دوم خود شخص می باشد. در ادامه به تعریف ساده ای از این دو حرفه مهم و تاثیر گذار می پردازم.

روانشناس یا مشاور کیست؟ روانشناس متخصص در زمینه روانشناسی و یا مشاور، طبق قانون باید حداقل مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد در یکی از رشته های مشاوره و یا روانشناسی را دارا باشد. همچنین تجربه کار مفید و تخصصی در زمینه نوع مشاوره ای که ارایه می دهد (خانواده، تحصیلی، اعتیاد، پیش از ازدواج و ...) نیز ملاک می باشد. اما روانشناس و مشاور، وظیفه تجویز دارو را ندارد و در واقع باید به کمک رواندرمانی و مشورت، به یاری مراجعین بپردازد. جلسات رواندرمانی به مراتب طولانی تر از جلسات روانپزشکی می باشند (بین 30 تا 60 دقیقه). به افرادی که به روانشناس مراجعه می نمایند نیز مراجع گفته می شود.

روانپزشک کیست؟ روانپزشک متخصص، فردی است که دوره پزشکی عمومی خود را گذرانده و تخصص خود را در زمینه روانپزشکی اخذ نموده است. اگرچه روانپزشکان در دوره تحصیل خود چند واحد روانشناسی گذرانده اند، اما به دلیل ماهیت شغلشان و نگذراندن دوره های تخصصی و تجربی در زمینه روانشناسی تنها مجاز به ویزیت بیماران روانپزشکی و نیازمند درمان های دارویی می باشند نه رواندرمانی. به افرادی که به روانپزشک مراجعه می نمایند نیز بیمار گفته می شود.

در نهایت:

قبل از تصمیم به مراجعه به یکی از این دو، حتما درباره ماهیت مشکلتان و اینکه نیاز به استفاده از دارو دارید و یا کسب راهنمایی، با دیگران بویژه افرادی که قبلا مراجعه نموده اند مشورت نمایید.

در صورت مراجعه به روانشناس و یا روانپزشک، حتما از قبل در رابطه با مدرک تحصیلی، تخصص، تجربه کاری، حق الزحمه ها، طول مدت درمان و سایر عوامل اطلاعات کسب نمایید.

شروعقبلی12بعدیپایان
صفحه1 از2

Dr.Mohsen Doustkam

Word Rezome

address.psychology

 

title.button kargah.public

دوره های آموزشی اتاق خواب...
ویژه کارمندان مرد شهرداری...
گروه درمانی دلزدگی زناشویی
شنبه, 19 ارديبهشت 1394
ثبت نام گروه درمانی دلزدگی و...
ویژه کارمندان مرد شهرداری...
کارگاه آموزشی ازدواج 93/9/11
یکشنبه, 09 آذر 1393
مخاطب: کارمندان نیروی...

links

Logo.ARC

 

پایگاه رسمی اطلاع رسانی پزشکی روان تنی
پايگاه تن، روان و فرهنگ

10 10

 

همکاران معتمد:

دکتر میترا مولایی نژاد

درمانگر اختلالات جنسی و واژینیسم

اصفهان