مطالب تخصصي

مطالب تخصصي (5)

شنبه, 21 مرداد 1396 ساعت 08:18

از عرش تا فرش! زندگي با همسر پارانوييد

نوشته شده توسط

111

Dr. Mohsen Doustkam

نویسنده: دکتر محسن دوستکام

ذکر مطلب با نقل قول و رفرنس بلامانع است

از عرش تا فرش!
زندگي با همسر پارانوييد
اختلال شخصیت پارانویید اشاره به افرادی دارد که ادراکاتشان تحت نفوذ بدگمانی و سوظن بوده و تمایل دارند انگیزه های دیگران را با عنوان بدخواهی تعبیر نمایند. اختلال شخصیت پارانویید باید از هذیان ها و توهمات پارانویید مرتبط با اختلالات سایکوتیک متمایز گردد (فریمن، گرتی، کویپرز ، فاولر  و ببینگتون ، 2003). متاسفانه شواهد پژوهشی و درمانی اندکی برای اختلال شخصیت پارانویید فراهم است. یکی از دلایل اصلی این کمبود این است که افراد با الگوهای فکری و رفتاری پارانویید، اسکیزویید و ضد اجتماعی اغلب به دنبال کمک بر نمی آیند. بلکه تنها تحت تاثیر فشار همکاران و خانواده و آنهم در دوره های محدود و گذرا در محیط های درمانی پیدا می شوند (اولدهام، اسکودول و بندر، 2005).
افراد پارانویید بسیار حساس، آماده حمله متقابل، کینه ورز هستند. البته برخلاف اسکیزوفرنی پارانویید، فرد مبتلا به اختلال شخصیت پارانویید این بینش که سوظن بی اساسی دارد را کسب می نماید. علاوه بر این، خطر ادراک شده توسط اختلال شخصیت پارانویید از سوی فرد آشنایی در محیط، مثل همسایه یا همکار نشات می گیرد، نه از سوی منابع غیر واقعی. شیوع اختلال شخصیت پارانویید 1 تا 1/5 درصد است. همچنین اختلال شخصیت پارانویید دومین اختلال شخصیت از نظر شیوع در میان مردان و سومین در میان زنان است.
بیماران اختلالات شخصیت، طرحواره های ناکارآمدی دارند که منجر به پردازش غلط اطلاعات می گردد. این طرحواره ها گرایش به رمزگردانی اطلاعات به شیوه های سوگیرانه دارند. به این ترتیب بیماران اختلال شخصیت پارانویید گوش به زنگی را نسبت به حملات یا تحقیرها حفظ می کنند. مرتبط با این طرحواره ها، تجربیات مشکل زایی مثل انتظارات بدبینانه ای درباره دنیا و عقاید منفی درباره شرارت دیگران و ترس از مورد تمسخر واقع شدن خود دارند. با توجه به نظریه شناختی - اجتماعی، بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت در رابطه با مشکلات بین فردی مهارت های حل مساله بسیار ضعیفی دارند. طبق نظریه شناختی بک (بک، فریمن  و دیویس ، 2003)، باورهای ناکارآمد هسته اصلی آسیب شناسی بیماران اختلال شخصیت را می سازند که با عنوان "چرخه های پایدار و خود تداوم بخش شناختی- بین فردی" از آنها نام می برد. نظریه بک سه جنبه شناخت را مورد بررسی قرار می دهد: 1- افکار اتوماتیک (باورها و مفروضه هایی درباره خود، دنیا و دیگران)، 2- راهبردهای بین فردی و 3- تحریف های شناختی (خطاهای نظام مند در تفکر منطقی).
در اتاق درمان
اما آنچه كه در مورد اين قبيل بيماران بيش از همه ناشناخته مانده است،‌ نقش اطرافيان نزديك در زمينه سازي و بروز رفتارهاي بيمارگون مي باشد. اغلب،‌ همسران اين بيماران خواهان راهكارها و نسخه هايي براي مقابله و كنار آمدن با همسر شكاك خود هستند. غافل از اينكه يكي از اصلي ترين عوامل تشديد حساسيت ها،‌خودشان هستند. در اينجا به بررسي مدل حاصل از نتايج بررسي 5 پرونده همسران با شكايت از پارانوييد بودن خانم مي پردازيم.
در اغلب موارد، خانم با تعارض شديدي روبرو است كه حتي با وجود آسيب ديدگي جسمي،‌جنسي و روحي نيز نمي تواند از مرد دل بكند. اين دسته زنان عمدتا بيان مي كنند كه همسرشان الگوهاي نوساني از تحقير و جبران افراطي نشان مي دهد:
خانم ن: شايد هيچكس به اندازه شوهر من دست زنش را نبوسيده باشد.
جالب توجه است كه اين خانم به دليل ضرب و جرح هاي دوره اي و شكاكيت هاي شديد همسرش مدت 6 ماه است كه از وي طلاق قانوني گرفته است اما براي كمك به طلاق عاطفي و دل كندن از همسر به درمان روي آورده است. با در نظر گرفتن تحقير ها و آزار و اذيت جسمي و روحي،‌پپس علت اين همه وابستگي و ناتواني از ترك همسر توسط خانم چيست؟
يكي از مدل هاي ارتباطي قابل مشاهده و تكراري در اين زوجين الگوي ارزنده سازي/ ناارزنده سازي از طرف آقا مي باشد. عمدتا مردان داراي اختلال شخصيت پارانوييد بيش از زنان از اين مدل استفاده مي نمايند. روابط در اين مدل، تحت تاثير متقابل عوامل دروني (سو تعبير،‌سوگيري ادراكي و خطاهاي شناختي) و عوامل ميان فردي (پاسخ هاي ماشه چكان//پاسخ هاي تفصيلي) مي باشد. اجازه بدهيد با ذكر يك مثال به تفسير اين الگو بپردازيم:
اولدهام و موريس (1995)، در تقسيم بندي جالب توجهي به 6 تيپ در افراد پارانوييد مي پردازد؛ سبک گوش به زنگ، لجوج  (تیپ های وسواسی)، متعصب  (ویژگی های خودشیفته)، عصبانی  (ویژگی های منفی گرا)، منزوی (ویژگی های اجتنابی) و بدطینت  (ویژگی های خودآزاری).
مشاهدات درماني حاكي از وجود اين الگو در تيپ بدطينت است. متخاصم، کینه توز، بی عاطفه، هذیان گزند و آسیب، خصومت استبدادی که عمدتا در خیال پردازی ها خود را نشان می دهد، فرافکنی شدید و سرکشی از جمله ویژگی های این تیپ می باشند. این افراد انتظاراتی مبنی بر دریافت پرخاشگری از دیگران دارند. حساسیت بالایی نسبت به مراجع قدرت دارند، استراتژی

اصلی ایشان تسلط بر دیگران قبل از تسلط دیگران بر آنهاست.
فاز اول، ‌ناارزنده سازي: وي‍ژگي اصلي روابط بين فردي در اين فاز،‌تحقير مي باشد. مردي كه به اين تيپ بيماري دچار است در وهله اول و به دنبال مساله ماشه چكان (به عنوان مثال سو ظن نسبت به رد تماس دادن تلفن همسر) سريعا به دنبال غلبه بر حريف خيالي و در دست گرفتن دوباره قدرت مي باشد. در اين راه، از هيچ عامل استبدادي و آسيب رساني كه مخصوصا جنبه تحقير معشوق را داشته باشد نمي گذرد. غالبا خاطراتي كه همسران اين قبيل افراد از تحقير هاي فاز نا ارزنده سازي دارند شامل موارد زير مي باشد: گرفتن اعتراف اجباري، خود تحقيري كلامي شامل غلط كردم و ...، ضرب و جرح شديد و تحقير آميز و در برخي موارد معدود سو استفاده جنسي، تهديد به آبروريزي در محل كار و ...ذكر اين نكته خالي از لطف نيست كه در اكثر اين موارد زنان حتي تا پاي دادگاه،‌شكايت و حل مساله به صورت قانوني نيز مي روند اما شروع فاز دوم ايشان را منصرف مي نمايد.
فاز دوم، ارزنده سازي: به محض اينكه زن در اين مرحله عجز و تحقير خود را مشخصا با گريه، خودگويي منفي،‌التماس و ... نشان بدهد مرد وارد فاز دوم مي شود و به اصطلاح دست به ارزنده سازي آبجكت مي زند. در اينجا مرد مي تواند بهترين مرد دنيا شود و محبت هايش بي دريغ و با شدت نثار زن بگردد (بعيد نيست كه در برخي نمونه ها،‌خود زن براي جلب محبت و كسب منافع فاز دو، فاز يك را استارت بزند!) اينگونه زنان معمولا در تله محبت مرد گير ميفتند اگرچه آگاه هستند كه اين چرخه تمامي ندارد و ممكن است چند روز ديگر مجددا رخ بدهد. اما در حال حاضر آغوش پر مهر و محبت همسر ولو همراه با چاشني ساديسم باشد برايشان تسكين دهنده تر است.
در اغلب موارد،‌زوج درماني با تاكيد بر تصحيح الگوهاي ارتباطي (مشترك)، درمان شناختي رفتاري (با تمركز بر شناختواره هاي منفي بيمار) و درمان هاي پويشي در صورت وجود نشانه هاي تعارضات عميق و حل نشده مي تواند موثر باشد.

منابع:
Freeman, Daniel, et al. "Psychological investigation of the structure of paranoia in a non-clinical population." The British Journal of Psychiatry 186.5 (2005): 427-435.
Oldham, J. M., & Morris, L. B. (1995). The new personality self-portrait (Rev. ed.). New York: Bantam Books.

 

111

تشخیص اولیه علایم جسمانی‌سازی تنگی نفس ثانویه بر اختلافات زناشویی

دکتر محسن دوستکام

بیمار ن. ز.

این گزارش با هدف معرفی موردی از تشخیص اولیه هویت علایم جسمانی‌سازی که همبودی comorbidity  بالایی با اختلافات زناشویی دارند نگاشته شده است.
مورد خانم ن. ز ۳۱ ساله، دانشجوی دکتری، متأهل و بدون فرزند است که با شکایت اولیۀ افسردگی، ناامیدی، علایم روان‌تنی و به دنبال آن اختلاف در روابط زناشویی به کلینیک روان‌شناختی اندیشه و رفتار مشهد در سال ۱۳۹۴ مراجعه نمود. خانم ن. ز ۴  سال از ازدواجش گذشته بود.  تنها دختر خانواده بوده و دو برادر کوچکتر از خود نیز دارد. در ارزیابی توسط آزمون ۱۶ عاملی شخصیت کتل، وی عوامل زیر نمرات برجسته‌تری را به دنبال داشتند:

عامل O: عزت نفس وی بسیار پایین برآورد شده است. احساسات ناایمنی، عدم اطمینان به خود،‌تاب‌آوری پایین در برابر حوادث و بحران‌ها و در مجموع حس سرخوردگی از همۀ جوانب زندگی در وی مشهود هستند.

عامل C: بلوغ روانی وی در حد نسبتاً مطلوبی برآورد شده است. هویت یافتگی ارتباطی، شغلی و ایدیولوژیک را به دست آورده است. نسبتاً ثبات شخصیتی دارد. اما نکتۀ مهم در ارزیابی این عامل از طریق آزمون و مصاحبه این بود که مشخص شد این هویت، متزلزل و سست می‌باشد و تحت تأثیر عامل عزت نفس هر آن احتمال فروپاشی دارد.

عامل L: عامل فوق، به نشخوارهای ذهنی rumination، خصومت‌طلبی،‌ افکار شبه پارانویید نه به معنای توهم و شکاکیت بلکه در حد افکار انتساب به خود و حساسیت‌های بین فردی، توقعات بالا در روابط و در نهایت واکنش‌های انفعالی می‌باشد. تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که بالا بودن نمرۀ عامل فوق با سلامت روان افراد همبستگی معکوس دارد.

عامل Q4: تفکر خانم ز. از نوع تفکر داغ، می‌باشد که همراه با فقدان مدیریت هیجانی،‌ تحریک‌پذیری،‌ خواب آشفته، ‌آسیب‌پذیری نسبت به اختلالات روان‌تنی می‌باشد.

شایان ذکر است که عامل Q4 در آزمون شخصیتی کتل، یکی از عوامل پیش‌بینی‌کنندۀ بسیار قوی برای آسیب‌پذیری به اختلالات روان‌تنی می‌باشد.

شرح جلسۀ اول و مصاحبۀ تشخیصی

از نظر خانوادگی،‌پشتیبانی و حمایت لازم را از خانواده داشته است اما بیشترین آسیب را در ازدواج با همسر تخریب‌گر و خانوادۀ وی به دست آورده است. استرس شدیدی دارد طوری که به گفتۀ خودش قبل از جلسه چندین بار احساس اجبار برای رفتن به دستشویی داشته است. چندین بار حملات شبه پنیک را در آسانسور تجربه نموده است. خانوادۀ همسر چندین بار وی را تحقیر کرده‌اند. حساسیت اضطرابی بالایی را هم در جریان مصاحبه و آزمون AS و هم در بیان تاریخچۀ شخصی دارد. خانم ن.ز بیان می‌کند که همسرش چندین بار به زور وی را زیر پتو و یا در آغوش نگاه داشته است تا تنگی نفس و احساس خفگی وی را درمان کند. نکته جالب توجه اینکه نشانه‌های فوق قبل از ازدواج وجود نداشته‌اند.

ابرازگری کلامی بیمار ضعیف است. خاطراتی از برون‌ریزی عصبی بیان می‌کند که طی آن مشت به دیوار می‌زده و به آرامی گریه می‌کرده اما جیغ و داد و فریاد نداشته است. محتوای افکار خودتخریبی و سرزنش خود بسیار زیاد است. در استرس‌های شدید (جلسه ۱۵ یعنی حدوداً ۴ ماه بعد که اولین تجربۀ تدریس را دارد) کمی مسخ شخصیت نیز رخ می‌دهد. ترس‌های دیگری نیز در همان جلسه آشکار می‌شوند که از مهمترین آنها می‌توان به خراب شدن دیوار اشاره کرد؛ فانتزی غالبی که از چند روز قبل از اولین جلسۀ تدریسش در دانشگاه شروع شد و پس از کلاس به پایان رسید.

علایم غالب جسمانی شامل تنگی نفس، ‌احساس گره در گلو، درد در قفسۀ سینه، گرفتگی عضلات،حالت تهوع و احساس خفگی می‌باشند. نرخ شیوع علایم پس از اختلافات و یا تحقیر از طرف همسر و در منزل مادرشوهر بیشتر است.

پس از جلسۀ اول که به تشخیص مسئله پرداخته شد، ۵ جلسه بعد به بررسی محتوای افکار، تکالیف شناختی، رشد عزت نفس و تمرکز بر نشانه‌ها گذشت.

یکی از مراحل درمانی بسیار مهم درباره بیمار ن.ز، شامل کشف کارکرد نشانه در جلسۀ هفتم بود. به بیمار آموزش داده شد تا جدولی شامل نشانۀ رفتاری یا جسمی (مانند تنگی نفس و یا احساس اجبار برای تخلیۀ مثانه)،‌علت خودآگاه و علت ناخودآگاه آماده نماید. این جدول تا چند جلسه بعد نیز تکمیل می‌شود. در بررسی و تفسیر کارکرد، ۲ نشانۀ تنگی نفس و احساس اجبار برای تخلیه مثانه طی جلساتی که اختصاصاً به گفت و گو در این مورد اختصاص داده می‌شد نتایج قابل توجهی به دست آمد:

کارکرد نشانۀ تنگی نفس:

براساس یافته‌های پژوهش محجل اقدم،‌ حسنخانی،‌ قره محمدلو و اسماعیلی (۱۳۹۲)، نشان داده شد که بین خودکارآمدی افراد و کنترل علایم آسم ارتباط وجود دارد. در واقع این حس که ما قادر به کنترل شرایط و اوضاع اطرافمان هستیم، زمینه‌ساز خودباوری و خودکارآمدی عمومی بیشتر است. اما فکر می‌کنید اگر چنین احساسی را از دست بدهیم چه اتفاقی می‌افتد؟ اگر ذهن و بدن را به صورت یک کل واحد در نظر بگیریم، بر طبق نظریه هموستاز homeostasis، این کل واحد احساس خطر کرده و شروع به تکاپو برای بازگشت به منطقۀ امن می‌گردد. همانطور که تب کردن، واکنش بدن برای بازگشت به منطقۀ امن است و یا حتی سرفه و عطسه، احساس تنگی نفس و خفگی نیز چنین کارکردی برای بیمار ن.ز دارند. ذهن و بدن چه هشیارانه و چه به صورت ناهشیار با هم هماهنگ می‌شوند و به بیمار هشدار می‌دهند که باید از منزل مادر شوهر (منطقه ناامن) دوری کند تا تحقیر نشود (منطقۀ امن). یکی از بهترین نشانه‌های بدنی در اینجا می‌تواند تنگی نفس باشد. تنگی نفس از معدود نشانه‌های جسمانی است که مختص مکان است و عموماً در مکان‌های بسته رخ می‌دهد. راه حل آن هم باز کردن پنجره یا بیرون رفتن به فضای باز است. همان چیزی که بیمار ن.ز نیاز دارد، یعنی بیرون رفتن از منزل مادر شوهر؛ اگرچه وی عادت کرده است تا حرفش را مستقیم بیان نکند و از این نشانه‌ها به صورت ناهشیار بهره می‌برد.

در نهایت،به دنبال بینشی که بیمار نسبت به کارکرد نشانه‌های خود کسب نمود، درمان وارد فاز دوم یعنی آموزش Training  شد و رویکردهایی مانند ریلکسیشن پیشرونده، فیدبک، آموزش حل مسئله و جرأت‌ورزی به کار گرفته شد. کل جلسات درمانی شامل ۱۷ جلسه طی ۶ ماه بود و یک جلسۀ پیگیری دو ماه بعد که با رضایت بیمار از کاهش چشمگیر نشانه‌ها و افزایش اعتماد به نفس و خودکارآمدی همراه بود.

در یادداشت‌های بعدی به تشریح کارکرد نشانه احساس اجبار برای تخلیه مثانه با اشاره به بیمار ن.ز خواهیم پرداخت.

 

 

منبع اصلي:

http://tanravanfarhang.ir

سه شنبه, 16 تیر 1394 ساعت 23:38

آموزش ریلکس کردن عضلات کگل

نوشته شده توسط

آموزش ریلکس کردن عضلات کگل

عضلات کف لگن (کگل) بین پاهای تان قرار گرفته است، و از جلو از استخوان شرمگاهی آغاز و از پشت تا پایه ستون فقرات تان ادمه می یابد. این عضلات به شکل یک زنجیر هستند و ارگانهای لگنی شما را (شامل: رحم، مهبل (واژن)، روده و مثانه) در جای خود نگه می دارند.

عضلات کف لگن نقش حمایت از روده و مثانه را دارند، و به هنگام تخلیه مثانه تان امکان اِعمال کنترل بر خروج ادرار را به شما می دهند. این عضلات به هنگام انقباض مثانه برای خروج ادرار، خود به حالت استراحت بر می گردند.

با افزابش سن، عضلات کف لگن ضعیف تر می شود. در زنانی که بچه دار شده اند احتمالا این اندام در آن ها نسبت به دیگران ضعیف تر است.

تقویت عضلات کف لگن

عضلات لگنی ضعیف می تواند منجر به مشکلاتی مانند بی اختیاری ادرار و کاهش تحریک پذیری در حین فعالیت جنسی گردد. خطر افتادگی اندام لگنی نیز وجود دارد که طی آن یک یا دو اندام لگنی به سمت واژن برآمده و متورم می شود.

عدم کنترل بر استرس به نوعی به بی اختیاری ادرار منجر می شود که خروج مقدار کمی از ادرار در طول فعالیت جسمی را به دنبال دارد. انجام تمرینات کف لگن می تواند همزمان یا تقویت ماهیچه های لگنی به بهبود کنترل استرس بیانجامد. هم مردان و هم زنان می توانند ورزش های کف لگن را انجام دهند.

نحوه ی انجام تمرینات کف لگن

اگر به هنگام رفتن به دستشویی سعی کنید ادرار خود را نگه دارید آن گاه عضلات کف لگن خود را احساس خواهید کرد. با این حال، توصیه نمی شود که شما به طور منظم این عمل را انجام دهید چرا که استمرار در نگه داشتن ادرار می تواند به مثانه آسیب بزند. اگر فقط مي‌خواهيد درستي انجام آن را كنترل كنيد براي يك لحظه موقع ادرار كردن امتحان كنيد. يك راه ديگر براي اطمينان از اينكه عضلاتي را كه منقبض مي‌كند همان‌هايي هستند كه بايد باشند اين است كه انگشت را در درون مهبل قرار داده و عضلات را منقبض كنيد. اگر روي انگشتتان احساس فشار كرديد معلوم است كه ورزش را بصورت صحيح انجام مي‌دهيد. شكم و عضلات نشيمن نبايد هنگام انجام ورزش‌هاي كگل حركت كنند.

برای تقویت ماهیچه های کف لگن خود، در حالتی راحت بنشینید و عضلات را 10 تا 15 بار در هر حرکت منقبض و رها کنید. نفس خود را حبس کنید و همزمان عضلات شکم، باسن و ران خود را سفت و منقبض نمایید.

وقتی به انجام این تمرینات عادت کنید آن گاه می توانید فشار را برای چند ثانیه نگه دارید.، هر هفته می توانید فشارهای بیشتری را اضافه کنید اما مراقب باشید که بیش از حد این عمل را انجام نداده و حتما بین دوره های فشار و انقباض کمی استراحت کنید.

بعد از چند ماه، نتیچه را خواهید دید. بی اختیاری شما بهبود یافته، و علاوه بر این سطح تحریک در حین فعالیت جنسی در شما افزایش خواهد یافت. ممارست در انجام تمرینات حتی با وجود به دست آمدن نتیجه ی نسبی، ضروری است.

بارداری

اگر باردار هستید یا برای آن برنامه ریزی داشته اید، می توانید فورا این تمرینات را آغاز نمایید. این تمرینات خطر ابتلا به بی اختیاری ادرار را پس از تولد نوزاد کاهش می دهد.

فعالیت جنسی

علاوه بر بهبود علائم بی اختیاری ادرار، ماهیچه های کف لگن قوی می تواند به افزایش تحریک در هنگام رابطه جنسی و ارگاسم قوی تر در زنان منجر شود.

مردان

هم چنین ورزش های کف لگن می تواند به مردانی با مشکلاتی نظیر اختلال در نعوظ و بی اختیاری ادرار نیز کمک کند.

پنج شنبه, 14 فروردين 1393 ساعت 02:07

بررسی علل تکاملی نعوظ خودکار در مردان

نوشته شده توسط

نویسنده: دکتر محسن دوستکام

 

منبع:

 

www.SexualPsychology.ir

www.facebook.com/Sex.Psychology

sexualpsychology logo

توجه: مقاله "بررسی علل تکاملی نعوظ خودکار در مردان" به سفارش سایت علمی روانشناسی جنسی تالیف شده و تنها در آدرس فوق قابل مشاهده می باشد.

 

نویسنده: دکتر محسن دوستکام

متاسفانه علی رغم مشاهده فراوان زنان با این مشکل، آمار دقیقی از شیوع این بیماری بین زوجین ایرانی در دست نیست. عدم آگاهی و فقر فرهنگی، تصورات غلط و حتی در برخی موارد دخالت خانواده ها باعث می شود بسیاری از زوجینی که با این مساله دست و پنجه نرم می کنند علی رغم میل باطنی خود یا به ورطه طلاق کشیده شوند و یا قید رابطه جنسی را بزنند که البته آنهم تبعات خاص خود را دارد.

Doctor Large

بارها شده است خانمی مراجعه می کند و ادعا می کند شوهرش به دلیل ناتوانی وی از دخول وی را تهدید به طلاق نموده و تنها چند روز بیشتر فرصت ندارد. خانمی دیگر که متاسفانه دیرتر به فکر افتاده و می گوید 8 سال است ازدواج کردیم و هنوز رابطه جنسی نداریم. قید اینکار را به علت درد کشیدن من زدیم. اما الان می ترسم نکنه شوهرم با زن دیگری باشد.

مشکل دیگر این است که برخی از این خانمها روش های نادرستی را برای درمان انتخاب می نمایند. برخی به دنبال طلسم و جادو میروند، برخی به دنبال برداشتن پرده بکارت با دستگاه می افتند و ... که البته همه این روشها نادرست و همراه با عود دوباره است. البته این ناآگاهی از ضعف رسانه ها و مراکز بهداشتی و درمانی نیز می باشد.

واژینیسم نام این بیماری زنانه است. یک اختلال روانی- جنسی که بر توانایی جنسی زنان در رابطه زناشویی تاثیر منفی می گذارد.اغلب زنان، واژینیسم را بصورت انقباض و درد ناگهانی در هنگام نزدیکی، توصیف میکنندو درد ناشی از این حادثه،برقراری رابطه زناشویی را غیرممکن میکند. این مشکل ناشی از انقباض خودبخود و غیر ارادی عضلات کف لگن می باشد.

حتی اگر به این مشکل دچار نیستید نیز این مقاله را بخوانید. شاید بتوانید زوجی را از این مشکل نجات بدهید و یا حتی از طلاق عاطفی و یا قانونی پیشگیری نمایید. اگرچه آمار رسمی از این مساله نداریم اما حداقل هفته ای یک زوج با این مساله مراجعه می نمایند و جای خوشبختی است که درمان های روانشناختی (بویژه با همراهی همسر) اثربخش ترین درمان نسبت به دارو، هیپنوتیزم، عمل جراحی و ... می باشد. البته بهتر است چنین درمانی توسط تیم تخصصی متشکل از درمانگر خانم و آقا (روانشناس متخصص در مسایل جنسی) و یک نفر متخصص زنان و زایمان انجام بگیرد تا زوجین در بیان مشکلات خود راحت تر باشند. چنانچه مشکل خانم جسمی نباشد و متخصص زنان و زایمان نیز این قضیه را تایید نماید جلسات رواندرمانی آغاز می گردد.

قسمت دوم

در ابتدا به انواع و علل عمده واژینیسم که طی این چند سال با آن برخورد کرده ام می پردازم و سپس راهکارهای ابتدایی برای هر مشکل را بررسی می کنیم.

انواع واژینیسم

زنان ممکن است در هر سن و مرحله ای از زندگیشان، واژینیسم را تجربه کنند. این عارضه بر اساس زمان شروع و بروز، در دو گروه عمده اولیه و ثانویه تقسیم بندی می شود.

واژینیسم اولیه به مواردی اطلاق می شود که زن در اولین تجربه جنسی دچار انقباض واژن شده و مرد در هنگام دخول با مانع برخورد می کند. این عارضه، علت مشکلی به نام ازدواج به وصال نرسیده است که در طی آن زوج هرگز موفق به نزدیکی نشده اند.

واژینیسم ثانویه، به تجربه انقباضات واژن بعد از یک دوره رابطه جنسی موفق گفته می شود و زن ممکن است پس از سالها انجام رابطه جنسی بر اثر مشکلی مانند عفونت و واکنشهای روانی نسبت به همسر و فعالیت جنسی، دچار درد و انقباض در هنگام دخول گردد. ممکن است علت اولیه درمان شده و یا بهبود یابد اما واژینیسم ناشی از آن همچنان باقی مانده و دخول را دردناک یا غیر ممکن سازد و یا حتی در رسیدن فرد به ارگاسم ، اختلال ایجاد کند. بنابراین در واژینیسم ثانویه یکی از مهمترین علل، وجود تعارض با همسر است. چرا که قبلا زن و شوهر توانایی نزدیکی را داشته اند اما اکنون از این امر ناتوان شده اند.

علل واژینیسم

اغلب این مشکلات به دلیل عوامل روحی و روانی است؛ یعنی به علت وجود یک سری اختلالات مانند اختلالات اضطرابی مانند افسردگی، اضطراب، سابقه یک رابطه زناشویی دردناک و انتظارات منفی در مورد دخول مثلا ترس ازپارگی و خونریزی شدید، موجب بروز افکار ترسناکی در ذهن فرد می شود که به دنبال آن،ترس از دخول و درد همراه با مقاربت ایجاد می گردد.

عوامل زمینه ساز این بیماری شامل موارد زیر هستند:

1-   رابطه جنسی شتابزده در شب اول عروسی و تجربه دردناک ناشی از این مساله که متاسفانه یکی از عوامل اصلی می باشد. البته امروزه به دلیل افزایش آگاهی به تدریج از تعداد بیمارانی که به این علت مبتلا شده اند کاسته می شود. اما هنوز هم در میان برخی خانواده ها به علت آگاهی پایین، پایبندی به برخی سنت های غلط (مثل شب زفاف و ...) مواردی اینچنین دیده می شود.

2-   ناآگاهی ازبدن و عملکرد دستگاه تناسلی زن: بسیاری از این بیماران حتی آگاهی و آموزش اولیه ای در مورد اندام تناسلی خود و نحوه کارکرد آن ندارند. بافت واژن زنان قابلیت انعطاف پذیری بالایی دارد، اما برخی خانم ها گمان می کنند رابطه جنسی ممکن است برای آنها آسیب زا و یا حتی کشنده باشد.

3-   باورهای غلط: برخی از این بیماران، ترس خود را از زنان همسایه، مادربزرگ، خاله خانم و ... به عاریت گرفته اند. متاسفانه شنیدن برخی افسانه ها مثل "فلانی اولین شب عروسیش کارش به بیمارستان کشید" و امثالهم باعث ریشه دواندن چنین ترسی در دختران می گردد.

4-   و نیز ناآشنایی با روشهای فعالیت جنسی، اطلاعات غلط و نا اگاهی در مورد فعالیت جنسی و یا احساس گناه در این مورد ،ترس بیش از حد از همسر به دلیل خشونت های او، تفاوتهای فرهنگی زن و شوهر در مورد روابط جنسیوسابقه بیماری، جراحیو مداخلات پزشکی هم می تواند به طور ناخودآگاه و ناآگاهانه منجر به انقباض عضلات کف لگن و ایجاد درد شود.

5-   دخالت خانواده ها: خانم و آقایی با شکایت از چنین مساله ای به کلینیک مراجعه نمودند در حالیکه مادر آقا و خواهر خانم نیز اصرار داشتند وارد اتاق مشاوره شوند زیرا از همه چیز خبر داشتند.روشن است که چنین مساله ای خود می تواند، بیماری را تشدید کرده و حتی زندگی زناشویی را به جبهه ای تبدیل نماید که هر کدام از زوجین به دنبال مقصر بگردند. مادرشوهر ادعا می کند عروس نازنازی است و خواهر خانم ادعا می کند آقا خیلی سنتی و عجول است و در این بین گریه های خانم و خشم فروخورده آقا است که بیشتر از هر چیز نادیده گرفته می شود.

قسمت سوم:

راهکارهایی که طی درمان برای هر یک از این علل، به طور عمده تری بررسی می شوند عبارتند از:

1-   متاسفانه با بالا رفتن سن ازدواج دختران رابطه جنسی یک شبه دشوارتر نیز می گردد. هر چه سن دختر بالاتر می رود دخول و انعطاف پذیری واژن برای پذیرش رابطه جنسی اول اندکی دشوارتر می گردد. علاوه بر این روحیه حساس زن نیز اجازه رابطه جنسی عجولانه و پر از استرس شب عروسی را به هیچ وجه نمیدهد. بنابراین بهتر است برای پیشگیری از چنین بیماری، دخول را طی چند شب و در برخی از موارد تحت نظر پزشک طی چند هفته نیز ادامه داد و صبر بیشتری پیشه نمود.

2-   خوشبختانه با وجود گسترش اینترنت، کارگاه ها و کتاب های آموزشی زوجین جوان می توانند قبل از هر اقدامی آگاهی هر چند مختصری راجع به رابطه جنسی در ازدواج کسب نمایند. غریزه جنسی انسان مانند حیوانات نیست و مهارتهای بیشتری مثل معاشقه، ملامسه و ... برای به حداکثر رسیدن رضایت لازم است.

3-   افکار منفی را از سر خود دور کنید. چنین اتفاقی برای شما نمی افتد به شرط آنکه اصول دیگر را رعایت کنید. صبور باشید، با همسر خود در این رابطه صحبت کنید و مرحله به مرحله پیش بروید. حتی اگر احتمال مشکل خاصی را می دهید می توانید در مشاوره پیش از ازدواج و یا در همان مراحل اول اقدام به بررسی مساله و حل آن نمایید.

4-   معمولا روانشناس متخصص، تنها به یک نوع درمان اکتفا نمیکند. آموزش ریلکسیشن، تعدیل تفکرات، روشهای رفتاری و روانکاوی همگی به حل همه جانبه مشکل اقدام می نمایند.

5-   به محض شروع درمان، پای خانواده ها را از این قضیه کنار بکشید. هر زمان که دوستان و یا اعضای خانواده پیگیر شدند میتوانید به صورت بگویید درمان را شروع کرده ایم و انشالله تا چند هفته یا ماه آینده به نتیجه برسیم. فراموش نکنید که استرس علت تشدید این مشکل است و آماده کردن جواب برای افراد فامیل خود منبع استرس است.

آقایان محترم باید دقت داشته باشند که این مساله نوعی بیماری قابل علاج و زودگذر است. اما متاسفانه برخی آن را بر حساب ناز کردن خانم و یا عدم تمایل به رابطه جنسی می گذارند. فراموش نکنید این مساله هر چه زودتر درمان شود بهتر است. با گذشتن سن ازدواج متاسفانه زوجین علاوه بر اینکه سردتر شده و کمتر تمایل به ادامه درمان دارند، مشکلات ارتباطی و احساسی نیز به این مشکل جنسی اضافه می گردد.

نتیجه گیری

متاسفانه در کشور ما در بسیاری از موارد، درمانهای اصولی برای این بیماری ارائه نمی شود. برخی از مردم براساس عقاید عامیانه، عدم توانایی دخول و نزدیکی را به طلسم و جادو نسبت می دهند و برای درمان آن متوسل به روشهای خرافی عجیب و غریبی مانند دعا نویسی، باز کردن قفل توسط دعا نویس و ... می شوند. برخی دیگر عللی مانند وجود هفت پرده و ... را برای این بیماری بر می شمارند و باز کردن پرده بکارت با عمل جراحی را به عنوان درمان این اختلال می شناسند. درحالی که این مشکل هیچ ارتباطی به ضخامت پرده بکارت نداشته و باز کردن پرده بکارت در طی عمل، هیچ تاثیری در درمان این اختلال ندارد. استفاده از ژلها و کرمهای لیز کننده به تنهایی نیز معمولا کمکی به درمان نمی کنند، گرچه توسط بسیاری از افراد توصیه می شوند.

کلید اساسی در درمان، ایجاد تغییرات شناختی در فرد و آمادگی برای انجام مقاربت است و خبر خوب برای مبتلایان به این بیماری این است که این بیماری، درمان پذیرترین اختلال جنسی می باشد و با روشهای جدید رواندرمانی، بیش از 90 درصد بیماران بهبود می یابند. اغلب بیماران از تغییری که درطی درمان و پس از ان در زندگیشان پدید آمده ، شگفت زده می شوند. جالب است که خانم هایی موفقیت بیشتری دارند که همسرانشان همکاری لازم را در طی درمان داشته باشند. توصیه می شود برای رسیدن به نتیجه درمانی بهتر حتما به درمانگر خانم و یا تیم درمانی (هم درمانگر خانم و هم آقا) مراجعه شود.

Dr.Mohsen Doustkam

Word Rezome

address.psychology

 

title.button kargah.public

دوره های آموزشی اتاق خواب...
ویژه کارمندان مرد شهرداری...
گروه درمانی دلزدگی زناشویی
شنبه, 19 ارديبهشت 1394
ثبت نام گروه درمانی دلزدگی و...
ویژه کارمندان مرد شهرداری...
کارگاه آموزشی ازدواج 93/9/11
یکشنبه, 09 آذر 1393
مخاطب: کارمندان نیروی...

links

Logo.ARC

 

پایگاه رسمی اطلاع رسانی پزشکی روان تنی
پايگاه تن، روان و فرهنگ

10 10

 

همکاران معتمد:

دکتر میترا مولایی نژاد

درمانگر اختلالات جنسی و واژینیسم

اصفهان